صحبت کردن و هوش و ذکاوت در کاسکوها
Sally Blanchard  1396/05/01 

صحبت کردن و هوش و ذکاوت در کاسکوها

کاسکوهای جوان که به صورت دستی بزرگ شده اند ممکن است پس از گذشت چند هفته از عمرشان شروع به بلغور کردن صدای انسان کنند. درست مانند طوطی های وحشی که صدای طبیعی را از والدینشان یاد می گیرند، طوطی های خانگی نیز صدای والدین جایگزینشان را تقلید می کنند. اولین کلماتی که آنها فرا میگیرند معمولا کلمات ساده ای هستند که صاحبان آنها با اشتیاق و به طور معمول تکرار می کنند. لغاتی نظیر: "سلام"، "بالا"، پایین"، "بیا" و یا "میخوای گاز بگیری؟!".

برخی کاسکوها در جوانی شروع به حرف زدن می کنند در حالی که خیلی غیر طبیعی نیست اگر بعد از 1 سالگی حرف زدن را شروع کنند. گاهی اوقات تعجب می کنم وقتی مردم به من می گویند که کاسکوشان حرف نمیزند، در حالی که من وقتی به آنها گوش می دهم، کلماتی را می شنوم. طوطی ها خیلی شبیه کودکان صحبت کردن را یاد می گیرند. وقتی که یک کلمه را بارها و بارها می شنوند، شروع به تمرین کردن صداها می کنند. در ابتدا صداها نامفهوم و شبیه بلغور کردن هستند ولی شباهت هایی را با کلمه واقعی می توان از آن دریافت. این همان نحوه یادگیری حرف زدن در کودکان می باشد. درست مثل کودکان که برای بیان صحیح کلماتشان به وجود یک بزرگتر نیاز دارند، کاسکوهای جوان نیز نیازمند وجود یک انسان هستند که کلماتی را که می گویند روشن کرده و نوع صحیح تلفظ آن ها را به او گوشزد نماید. با توجه کردن دقیق به چیزهایی که بلغور می کنند می توانید کلماتی را که سعی در ایجادشان دارند را درک نمایید. به خاطر داشته باشید، اگرچه یک کاسکوی جوان از لحاظ بال و پر و ظاهر بسیار شبیه به یک کاسکوی جوان است ولی راه زیادی برای یادگیری پیش رو دارد. توقع زیادی نداشته باشید. کاسکوی 6ماهه شما آدرس منزل شما را قرار نیست به زبان بیاورد، پس صبور باشید و با او بیشتر کار کنید، حتی اگر در ابتدا فقط کلمات را به صورت نامفهوم بیان می کند. در موجودات هوشمند، موفقیت در یادگیری نیازمند بالغ بودن است.

کاسکوهایی که هیچ نشانه ای از حرف زدن را در 2 یا 3 سال اول عمرشان نشان نمیدهند، ممکن است که حرف زن خوبی نشوند. البته که در این خصوص موارد زیادی را به صورت استثنا مشاهده کرده ام که معمولا پرنده هایی بودند که در شرایط جدید و تحت توجه بیشتر قرار گرفتند. لطفا از این صحبت من به اشتباه برداشت نکنید که اگر کاسکوی شما صحبت نمیکند، پس با شما خوشحال نیست. بسیاری از کاسکوهایی را که من میبینم و صحبت نمیکنند، بسیار خوب و خوشحال هستند. اشتباه دیگری که من شنیده ام آن است که طوطی ها بعد از سن مشخصی دیگر چیزی یاد نمیگیرند. این تفکر کاملا اشتباه است. " Bongo Marie" کاسکوی من که حداقل 25 سال سن داشته و حتی ممکن است 40 ساله هم باشد به طور مداوم کلمات جدید، عبارات جدید ، صداها و حتی جملات جدیدی یاد می گیرد.

اهمیت تعامل:

همه کاسکوها صحبت نمی کنند و همه آنها حرفه ای نیستند. آنها شخصیت دلسوزی دارند و لازم است بر خلاف تصور کلیشه ای برخی آدم ها، باید مورد لطف قرار گیرند. بعضی از آنها فقط تعداد کمی لغت و واژه بلد هستند. در برخی موارد، ممکن است به سادگی، اینگونه پنداشته شود که آنها به باهوشی بقیه کاسکوها که خوب حرف میزنند نیستند. اما اغلب، این موضوع به هوش آنها بستگی ندارد، بلکه آن ها محرک ها و پاسخ های لازم را برای تشویق توانایی سخنگویی شان دریافت نکرده اند.

گاها کاسکوهایی را ملاقات میکنم که بسیار سالم و بازیگوش و بالغ هستند ولی صحبت نمیکنند. خیلی مطمئن نیستم که این موضوع درست باشد، ولی یاد یکی از دوستانم می افتم که سالها پیش نگران این بود که پسر کوچکش مشکل خاصی دارد یا مثلا شنوایی او دارای اشکال است. مشکل آنها این بود که پسر کوچکشان به اندازه خواهر بزرگترش صحبت نمیکرد. آنها پسرشان را نزد پزشکان زیادی بردند ولی اثری از ضایعه جسمی در او پیدا نکردند. سرانجام با شخصی صحبت کردند که بر روی مراحل رشد کودکان تحقیق کرده بود. دلیل اینکه توان صحبت کردن در کودک آنها رشد نکرده بود خیلی ساده بود. چون نیازی به صحبت نمیدید!. خواهر پرحرف او به جای او هم صحبت می کرد!. این آنقدر ساده بود که انگار ذهن برادرش را می خواند و تمام نیازهای او را بدون آن که نیاز به بیان کردن برادرش باشد، بیان میکرد، به طوری که نیاز نبود که کودک درخواست چیزی را مطرح کند.

این میتواند سرنخی برای این باشد که چرا برخی کاسکوها از بقیه بهتر صحبت می کنند. کاسکو ها به دلایلی مشابه دلایل یک کودک برای یادگیری حرف زدن، صحبت کردن را فرا میگیرند. برای این که بخشی از یک گروه باشند، برای جلب توجه، برای سرگرم کردن خود و همچنین بیان نیازهایشان. بدون وجود تعامل، محرک و پاداش کلامی و احساسی به کلام گویی ، حتی یک کاسکوی باهوش هم حرف زدن را یاد نمی گیرد.

در منابع خوانده ام که مغز کاسکوها نسبت به سایر طوطیسانان دارای پیچیدگی بیشتری است. این موضوع راست باشد یا خیر، زمانی که آنها شروع به صحبت کردن می کنند، مراقب باشید!!. کاسکوها ممکن است هر چیزی که با اشتیاق گفته شود را یاد بگیرند و هر صدایی که توجهشان را جلب کند تقلید کنند. با وجود این که شهرت آن ها به ساکت بودنشان است، برخی از آنها بسیار پر سروصدا هستند و بهتر است بگوییم که کاسکوها به پر سروصدایی محیطشان هستند. حواستان به چیزی که به یک کاسکو می گویید باشد. چون ممکن است که در یک لحظه، یک کلمه غیر قابل قبول، تصادفی در ذهنشان بماند. کسانی که عمدا به کاسکوی خود حرفهای زشت یاد می دهند، از کرده خود پشیمان خواهند شد.

یادگیری کلمه هایی که با شور و اشتیاق بیان می شوند، مخصوصا کلمات دارای حروف بی صدا، برای کاسکوها خیلی آسان تر بوده و وقتی که یاد بگیرند، از زبان انداختن آنها کار بسیار دشواری خواهد بود. پرنده های جوان صداهایی را که ما تولید می کنیم، برای بدست آوردن جایگاه در میان گله (ما) تقلید می کنند. سوت به دلیل داشتن دانگ صوتی بالا (فرکانس زیاد) در نظر پرندگان بسیار جالب است. من معتقدم که کاسکویی که سوت می زند و قبل از به حرف آمدن، بابت سوت زدن تشویق شده است به راحتی صحبت کردن را یاد نخواهد گرفت. پرنده ها برای جلب توجه ما نیاز به استفاده از کلمات ندارند.

به کاسکوی خود آموزش دهید. در زمان آموزش، کلمات را با اشتیاق و انرژی تکرار کنید. بعنوان مثال، هر بار که او را ترک میکنید بگویید "خدانگهدار" و یا هر بار که برمیگردید بگویید "سلام". کاسکوی پرحرف هر بار که این اتفاق را مشاهده می کند واژه مربوطه را تکرار خواهد کرد. در واقع آنها دقیقا میدانند که چه میگویند. کاسکو ها جزو معدود طوطیسانانی هستند که توانایی مکالمه را دارند. من به کاسکوی خودم صدای چند حیوان را یاد داده ام. اگر بگویم "گربه زبونت رو خورده"، با صدای "میو" جوابم را میدهد. وقتی میگویم "آهای بوقلمون"، صدای بوقلمون را در می آورد. او همچنین واکنش مشخصی را نسبت به چند سوال از خود نشان می دهد. من از او سوال میکنم "حالت چطوره" و او معمولا میگوید "خوبم، ممنون، تو چطوری؟". وقتی حالش خوب باشد و از او با صدای خوشحال بپرسم "چه کار میکنی؟" او میگوید "هیچ چی!". اما اگر بالای میز کنار قفسش و در حال پاره پاره کردن جعبه غلات صبحانه اش باشد و از او بپرسم "چه کار میکنی؟" جواب میدهد "به تو ربطی نداره!".

بیشتر کاسکوها با لغات بازی می کنند و کلماتی را می سازند که شاید مفهومی نداشته باشند. " Bongo Marie"  گاهی چیزهایی میگوید که من هرگز به او یاد نداده ام و یا این که بخواهم بگویم چطور آن ها را یاد گرفته است خیلی سخت و گاهی شرم آور است!. سال ها قبل، یک روز که به دیواره قفس آویزان بود، لباس یکی از مراجعین را گرفت و فریاد زد: "میخوام باسنتو بخارونم!!!". همچنین سال ها بود که یکی از سوالات مورد علاقه اش که از افراد میپرسید این بود که "سگت کجاست؟". من هیچ وقت چنین جملاتی را به او یاد ندادم و نمیدانم که چطور این واژه ها را یاد گرفته و چرا گاه گاه آنها را به زبان می آورد. سوال دیگری که اغلب میپرسد این است: "آیا چه کار هستی؟". این جمله، در حقیقت همان جملات "چه کار میکنی" و "فکر میکنی کی هستی" است که او میگوید و گاهی به این صورت تغییر می دهد.

آموزش مکالمه دوطرفه:

روش آموزش مکالمه دوطرفه این است که سوال را آهسته و با آهنگی یکنواخت و کسالت آور بگویید و بعد از آن، پاسخ را با اشتیاق بگویید. بخش اول آنقدر برایش جذاب نیست که آن را تقلید کند، ولی رابطه آن با بخش هیجان انگیز دوم، که مشتاق یادگیری اش است، در ذهنش می ماند. بعد از مدتی، یک کاسکوی باهوش با پاسخ های به موقع شما را غافلگیر می کند. اگرچه اکثر کاسکوها فقط زمانی صحبت می کنند که شما را نمی بینند یا شما به آنها توجه ندارید، تمرین کردن با کاسکو می تواند پرنده ای را تربیت کند که رو در رو نیز صحبت کند. هیچ دلیل قابل قبولی وجود ندارد که پرنده را برای این که کاری را انجام دهد یا چیزی را بگوید از غذا محروم کنید. اگر آموزش با مهربانی و خونگرمی توام باشد، اکثر کاسکوها یاد می گیرند که پاسخ شما را به صورت کلامی بدهند.

بسیاری از کاسکوها بدون این که صاحبشان به آنها آموزش بدهد حرف زدن را یاد می گیرند. اما بهترین سخنگوها آنهایی هستند که صاحبشان برای آموزش آنها و یاد دادن کلمات و جملات به انها زمان صرف می کند. بهترین روش آموزش، ربط دادن کلمات به اشیا، اتفاقات یا حتی حرکات خاص می باشد. آنگونه که من متوجه شده ام، استفاده از صدای ضبط شده و سی دی برای آموزش بی اثر است ولی اینگونه حرکات و شکلک سازی ها می توان برای تقویت آنچه که پرنده قبلا یاد گرفته است موثر باشد.

 

 

 

 

 

 

تحقیقات آزمایشگاهی که دکتر Irene Pepperberg بر روی Alex و دیگر کاسکوها انجام داده است نشان می دهد که آنها با روش تعامل اجتماعی، بهتر می توانند یاد بگیرند. کتر Pepperberg از روش خاصی موسوم به "مدل و رقیب" Model/Rival برای شناساندن اشیا به صورت ادراکی به کاسکو استفاده می کند. در این روش، 2 نفر روبروی آلکس مینشینند. یکی از افراد، شیئی را به دیگری نشان می دهد، نام آن را می گوید و از طرف مقابل می خواهد که نام آن را بگوید. اگر طرف مقابل اشتباه گفت یا اشتباه تلفظ کرددوباره می پرسد و جایزه نمی دهد. اگر طرف مقابل نام آن را درست بیان کرد، آن شیئ را به عنوان جایزه به او می دهد. سپس همان درخواست با پرنده مطرح می شود. اگرچه زمان لازم برای آن که پرنده تشخیص دهد متفاوت است، اما اگر موفق شود، همان شیئ به عنوان جایزه به او داده می شود. الکس، با این روش، نه تنها یاد گرفت که نام شیئ را تشخیص دهد، بلکه بسیاری از شاخصه های شیئ را نظیر رنگ، شکل، جنس و تعداد آنها را نیز تشخیص می داد.

او همچنان قادر بود وقتی اشیاء مختلفی را به او نشان میدادند، تفاوت بین آن ها را نیز تشخیص دهد. آلکس همچنین گاه و بیگاه از روی عمد مرتکب اشتباه شده و ترشرویی می کرد. این کاسکوی مشهور بسیار جالب توجه بود اما شخصی که زندگی اش را با کاسکو سپری می کند هرگز نباید انتظار داشته باشد که هوش پرنده اش به آن اندازه باشد. آلکس بوسیله دانشجویان زیادی، در مدت 2 دهه در آزمایشگاه تحت آموزش قرار گرفته بود.

در 100 سال گذشته کاسکو ها به عنوان بهترین پرندگان سخنگو شناخته شده بودند. تحقیقات دکتر Pepperberg بر روی آلکس توانایی آنها را در فهمیدن معنی کلمات و واژه ها به وضوح اثبات کرد. سوال معمول در مواجهه به یک طوطی این است که "آیا می تواند صحبت کند؟". در مورد کاسکو معمولا پاسخ به این سوال مثبت است ولی کیفیت گفتگو کردن بستگی به زمانی دارد که صاحبش برای آموزش برای او گذاشته است. اگر چه کاسکوها صداها و کلمات را تقلید می کنند، اما کاسکویی که با گفتگو کرن اطرافیان را تحت تاثیر قرار می دهد، پرندگانی هستند که صاحبانی دارند که برای آن ها ارزش قائل هستند.

منبع:  Sally Blanchard

مترجم: مهدی شادالوئی

 

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 

 اینستاگرام ما

 کانال تخصصی ما در تلگرام

 گروه تبادل نظر ما در تلگرام

 روبات فروشگاه (!New)


نظرات کاربران
ارسال نظر
7 روز هفته، 24 ساعته پاسخگوی شما هستیم.